X
تبلیغات

دینی علمی
خدا در خاطرات من 4



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1393/02/03ساعت 14:53  توسط محمد حسین پور محمد  | 
خدا در خاطرات من 3


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1393/01/19ساعت 2:0  توسط محمد حسین پور محمد  | 
خدا در خاطرات من 2
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1393/01/15ساعت 15:0  توسط محمد حسین پور محمد  | 
خدا در خاطرات من



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/11/27ساعت 15:50  توسط محمد حسین پور محمد  | 
علوم غريبه چيست؟

برخي از علوم كه در دانشگاهها و محافل رسمي تدريس نشده و آثار گوناگون خاصي دارند و عده اي اندك از آنان مطلع هستند ما به اسامي برخي از آنان اشاره مي كنيم :

جفر- رمل- كيميا- زيميا - ليميا - هيميا - سيميا -تغبير خواب - قيافه شناسي - و....

علوم بالا هركدام تعريف خاصي دارد كه در جاي خود ذكر خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/10/22ساعت 19:40  توسط محمد حسین پور محمد  | 
هر كه در اين مورد به ويژه در مورد عمر اطلاعات مفيدي دارد براي استفاده و نمايش به  اين وبلاگ ارسال دارد

+ نوشته شده در  شنبه 1392/10/14ساعت 18:52  توسط محمد حسین پور محمد  | 
لطفا دوستان در باره فرق موارد ذكر شده اطلاعات مفيد خود را براي ما ارسال دارند

+ نوشته شده در  شنبه 1392/10/14ساعت 18:49  توسط محمد حسین پور محمد  | 

راههاي مقابله با سحر چيست ؟ كتاب روح وجن از نظر علم ودين تاليف (محمد حسين پور محمد ) قسمت 2

( نقل از اين وبلاگ و كتاب با ذكر منبع بلا اشكال است .)


دعاهايي بسيار موثر براي مقابله با سحر و جادو


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/12/02ساعت 22:26  توسط محمد حسین پور محمد  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1391/11/27ساعت 19:44  توسط محمد حسین پور محمد  | 
راههاي مقابله با سحر از كتاب روح وجن از نظر علم ودين تاليف (محمد حسين پورمحمد)

دعاهايي بسيار موثر براي مقابله با سحر و جادو

ادامه دارد....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1391/11/27ساعت 14:13  توسط محمد حسین پور محمد  | 
شهادت ثالثه ( اشهد ان عليا ولي الله )

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1391/10/23ساعت 15:18  توسط محمد حسین پور محمد  | 
اين سوال نيز يكي از سوالات مشترك بين همه انسانهاست .هدف خدا از آفريدن انسانها چه بود ؟ قرآن به اين سوال جواب داده است و فرموده ك ما جن و انس را براي عبادت آفريديم . حال شايد يكي بپرسد چرا براي عبادت ؟مگر عبادت چه ويژگي دارد و اگر ما عبادت كنيم چه ميشود ؟ جواب اين است كه اگر انسان به طور درست و واقعي عبادت كند به كمالات مي رسد و رسيدن به كمالات يعني نزديكي و تقرب به  خدا و بالا رفتن از پله هاي ترقي هستي و وجود .

شايد يكي بپرسد اگر ما به خدا نزديك شديم چه مي شود ؟و آيا آفريدن اين همه تشكيلات براي نزديك شدن به خدا مي تواند يك هدف منطقي باشد ؟ در جواب گوييم بله نزديك شدن به خدا و صعود در مدارج و مراتب هستي نهايت هدفي است كه بر افرينش مترتب است ولي درك نكردن ارزش اين هدف ضرري به اين هدف نمي رساند بلكه نشان از كوتاهي بينش يك انسان است . ارزش اين هدف وقتي درك مي گردد كه خدا را در حد خوب و شايسته اي شناخته و لذت مناجات و عبادت با او را درك كرده باشيم و گرنه كسي كه در اين وادي قدم ننهاده از اين لذت و بهجت بي خبر بوده و مانند خفاش از درك زيبايي خورشيد و گلها محروم خواهد ماند . وكسي كه از اين فيض بهره مند گشته است طرح اين سوالات نزد او بسي مهمل و بي معناست.  

+ نوشته شده در  شنبه 1391/10/16ساعت 23:28  توسط محمد حسین پور محمد  | 

اين سوال خيلي از كساني است كه مفهوم وحقيقت وجود و هستي برايشان حل نشده و درك درستي از حقيقت هستي ندارند . به طور خلاصه بايد عرض كنم وجود و هستي در ذات خود نياز به وجود آمدن ندارد و  حقيقت وجود،   ازليت و ابديت و كمال مي باشد . يعني اگر ما موفق به درك درست مفهوم وجود باشيم خود به خود مي فهميم كه وجود بايد ازلي و ابدي و كامل باشد و آن چيزي كه نياز به وجود آمدن دارد وجود ناقص مي باشد مانند وجود انسان و كرات و ..... مي باشد نه وجود خدايي كه از هر جهت كامل است. اين سوال كه ( خدا چگونه به وجود آمد؟ ( مستلزم تناقضات زير مي باشد :

1: اگر قرار باشد كه خدا نيز آفريده شده باشد آن وقت يكي از اين سه حالت بايد اتفاق بيفتد : الف ) يا كسي او را نيافريده است و از هيچ بوجود آمده است. ب)  يا خودش ، خودش را آفريده است  ج )    يا اينكه كس ديگري او را آفريده است . اين سه حالت همگي محال و غير ممكن است

چرا حالت الف محال است ؟ اگر او آفريده شده باشد و كسي در آمدن او نقشي نداشته باشد قانون عقلي عليت نقض مي شود و با اين فرض هر اتفاقي ممكن است . و جايي براي عقل و تفكر باقي نمي ماند

چرا حالت ب محال است ؟ اگر كسي خودش را خلق كند بدين معناست كه او هم موجود باشد و هم موجود نباشد و اين هم تناقض است.

چرا حالت ج محال است ؟ اگر كسي او را آفريده باشد در آن صورت خدا مخلوق بوده و آن كس كه خدا را آفريده  خالق و خداي اصلي خواهد بود .

2: اگر خدا آفريده شده باشد آن وقت او بايد موجودي ناقص باشد در حاليكه  ميدانيم خدا بايد موجودي كامل باشد

پس بنا بر اين هر كه اين سوال را مي كند خدا را هم كامل مي داند و هم ناقص . و اين تناقضي آشكار است.

نتيجه مي گيريم كه خدا آفريده نشده است و او وجودي هميشگي و ابدي است و چنين تصوراتي در مود او ناشي از مقايسه خدا با خودمان و ديگر مخلوقات مي باشد در حاليكه چنين مقايسه اي به لحاظ عقلي باطل است.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1391/10/16ساعت 23:8  توسط محمد حسین پور محمد  | 
علم ودين با هم مغايرت و مخالفتي ندارند:

منظور ما از دين ، دين اسلام و دين ناب محمدي صلي الله عليه و اله و سلم مي باشد كه از طريق ائمه دوازده گانه عليهم السلام ادامه يافته ومي يابد و منظور از علم نيز علمي است قطعي و يقيني كه خلاف آن ممكن نباشد .

چنانچه مي دانيم دين اسلام بعد از وفات پيامبر اسلام دستخوش برخي از تحولات گرديد كه عمده عاملان آن ابوبكر وعمر و عثمان و معاويه و ياران آنها بوده اند ولي به همت مولايمان علي عليه السلام حقيقت دين از بين نرفته و شيعه اثنا عشري پرچمدار اين حقيقت در تاريخ بوده است . البته نا گفته نماند كه هر جايي از دين كه با عقل و فكر علما پر شده باشد جزو دين محسوب نمي شود و احتمال خطا و لغزش در آن وجود دارد و دين صرفا عبارت از قرآن و احاديث صحيح و سنت پيامبر و ائمه مي باشد . و چنانچه مي دانيم علم امروزه بشر نيز به دو دسته تقسيم مي شود . علم نسبي و خطا پذيرو علم قطعي و يقيني .

علوم قطعي و يقيني مانند علوم رياضي و هندسه و برخي از علوم يقيني عقلي  ديگر مي باشد  مي باشد كه خطا پذير نمي باشند مگر اينكه سهوي در استنتاجات و مقدمات رخ داده باشد كه البته مي توان آن خطاها را به راحتي تشحيص داد .

بقيه علوم تجربي و اجتماعي و غيره همگي علوم نسبي هستند و به مرور زمان تكامل يافته و بشر هنوز در دوره بسيار مقدماتي آن علوم به سر مي برد به عنوان مثال اگر گفته مي شود كه از لحاظ علمي فلان دارو درمان فلان بيماري است ، اين يك چيز مطلقي نيست بلكه مرور زمان شايد مطلبي مخالف آن و يا چيزي فراي آن را اثبات نمايد . چنانچه مي بينيم روز به روز داروها كامل تر شده و سعي مي شود از عوارض منفي آنها كاسته شده و فاكتورهاي مثبت آنها تقويت گردد. همه علوم تجربي همين خاصيت را دارد .

حال علم چيست؟آيا علم مطلقي در جهان وجود دارد ؟ به طور مسلم جهان خالي از علم مطلق نيست مانند علوم يقيني كه ذكر شد اما بيشتر علومي كه بشر به طور عملي با آنان سر و كار دارد علوم نسبي هستند و صد در صد  علم مطلق نيستند . ولي دين چون از طرف خدا مي باشد و علم خدا نيز مطلق است ممكن نيست كه خطايي در آن يافت شود . ولي خطا در علوم نسبي زمان ما هميشه ممكن است . حال اگر يك موضوع ديني با يك موضوع علمي مغايرت داشته باشد و اگر صد در صد بدانيم كه آن موضوع ديني از طرف خدا به ما رسيده است ، به طورقطع خطايي در يافته هاي علمي  بشري صورت گرفته است و بايد منتظر بمانيم تا به مرور زمان علم سير تكاملي خود را ادامه داده تا خود را تكميل نمايد .بنابر اين  با اين علوم نسبي وخطا پذير امروزي نمي توان موضوعات ديني را سنجش نمود . اگر روز ي علم تمام مراتب كمالي خود را سير نموده باشد و با آن علم كامل ،موضوعات ديني را بسنجيم ، حواهيم ديد هيچ تناقضي بين دين و علم مطلق وجود ندارد و اگر تناقضاتي بين موضوعات ديني و علمي ديده شود : يا آن موضوع ديني از طرف خدا نرسيده است و يا اينكه  در آن مطلب علمي كه بشر به آن دست يافته است خطايي وجود دارد كه بايد منتظر رفع آن خطا در بستر زمان باشيم . با اين بيان ،بسيارند كساني كه دانسته و ندانسته دين خدار ا با معلومات بشري مي سنجند غافل از اينكه معلومات بشري فعلا در نقطه آغازين خود بوده و زمان بسياري ببايد تا اين طفل پير شد.



+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/10/06ساعت 19:49  توسط محمد حسین پور محمد  | 
بيشتر مراجع عقد دختر باكره بدون  اجازه پدر را جايز نميدانند ولي اين حكم برخي از تبصره ها و استثنا ها دارد كه در زير به آنها اشاره مي گردد:

دختر متصدي دخل و خرج زندگي خويش باشد

پدر و يا جد پدري او مرده باشند

پدر و يا جد پدري اجازه ندهند دختر  با همتاي عرفي و شرعي خود ازدواج كند

پدر و يا جد پدري به هيچ وجه حاضر به مشاركت در امر ازدواج دختر نباشند 

اجازه گرفتن از پدر و جد پدري به علت غايب بودن آنان و يا علل ديگر ي ممكن نباشد و دختر نيز در همان وقت حاجت زيادي به ازدواج داشته باشد .

در  موارد بالا اجازه پدر و جد پدري در عقد لازم نيست .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/10/06ساعت 18:40  توسط محمد حسین پور محمد  | 
روابط دختر و پسر تا چه حدي معقول و شرعي است ؟



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1391/09/25ساعت 21:43  توسط محمد حسین پور محمد  | 
آخر الزمان يك مفهوم نسبي است يعني بستگي به كسي دارد كه از آن گفتگو مي كند مثلا براي حضرت نوح زمان پيامبر اسلام  به بعد آخر الزمان است ولي براي پيامبر اسلام از زمان ما به بعدشايد آخر الزمان باشد و براي ما شايد زمانهاي ديگري مصداق اين مفهوم باشد. بنابر اين آخر الزمان خودش يك زمان بسيار طولاني است كه از زمان پيامبر اسلام به بعد را در بر مي گيرد ولي آخر الزماني كه در روايات آمده است زمانهاي نزديك ظهور امام زمان را شامل مي شود  و علايمي براي آخر الزمان گفته شده كه برخي از آنها اتفاق افتاده است ولي برخي ديگر اتفاق نيفتاده است ضمنا لازم نيست كه علايم ظهور با علايم آخر الزمان يكسان باشد چرا كه آخر الزمان اعم از زمان ظهور مي باشد و ظهور امام زمان علايم و نشانه هاي حتمي و غير حتمي دارد و اما اينكه آيا در 21 دسامبر اتفاق خاصي مي افتد يا نه و اين پيشگويي هايي كه كرده اند درست است يا نه ؟ در جواب بايد گفت احتمال دارد برخي از حادثه هاي فضايي و يا سياسي و يا اجتماعي و يا برخي از بلاهاي طبيعي اتفاق بيفتند و شايد برخي از اين اتفاقات با علايم ظهور منطبق باشند و احتمال دارد هيچ حادثه خاصي اتفاق نيفتد و ضمنا  گفته هاي پيشگويان هميشه درست از آب در نمي آيد . مثلا ظاهر شدن ستاره دنباله دار و يا طلوع خورشيد از مغرب و نيز كشته شدن دو سوم ساكنان زمين از علايم ظهور است و نيز مردن ملك عبدالله در عربستان نيز از علايم است اما اين علايم همگي از علايم حتمي نيست و احتمال دارد اين نشانه ها قبل از ظهور ديده نشوند ولي علايم حتمي به طور قطع ديده خواهند شد .ولي اينكه قبل از ظهور امام زمان ،دنيا از بين برود و قيامت بشود اين موضوع هرگز اتفاق نمي افتد و به طور قطع 21 دسامبر روز پايان دنيا نيست شايد روز برخي از حوادث خاص باشد و شايد هم هيچ اتفاقي نيفتد و خداوند به همه بفهماند كه حيات بشر تنها در دست اوست و علاوه بر آن نبايد از تبليغات سود جويانه برخي از قدرت هاي بزرگ در اين موارد غافل شد .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/09/19ساعت 1:0  توسط محمد حسین پور محمد  | 
مروري گذرا بر تاريخ و شخصيت مختار ثقفي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1391/09/18ساعت 20:16  توسط محمد حسین پور محمد  | 
يكي از روشهاي پيدا كردن ذكر مناسب براي هر انسان اين است كه عدد اسم آن شخص را به حساب ابجد پيدا كرده و اسمي از اسما الله را كه مطابق با آن عدد باشد بعد از وضو و غسل و نيز بعد از صلوات و فاتحه و اخلاص و الم نشرح و بدون تكلم و رو به قبله مي خوانند البته برخي از اسما در روز و برخي در شب و برخي ديگر در هر دو وقت قابل خواندن است . خواندن اين اسما آثار عجيبي دارد و اگر چنين اسمي مطابق با عدد اسم آن فرد پيدا نشد چهار اسم از اسما خدا را كه مجموعا مساوي با اسم اوست مي خواند . اين اسما ذات انسان را در مسير خدا تربيت مي دهد و نيز اسم مطابق شهرت و لقب و كنيه نيز آثار مخصوصي دارند به عنوان مثال كسي كه اسم او افشين است اگر 441 بار بعد از فرايض رو به قبله نشسته و اسم مبارك ((تام )) را {كه ميم با تشديد است } بخواند آثار عجيبي در دل خود پيدا خواهد كرد . اسما خدا و شماره هاي آنها را در آينده نزديك ذكر خواهيم كرد انشا الله .

+ نوشته شده در  شنبه 1391/09/11ساعت 18:15  توسط محمد حسین پور محمد  | 
عاشورا غمناك ترين حادثه جهان

واقعه عاشورا در تار و پود جهان غمي ر ا را به وديعه نهاده است كه نظير آن را در هيچ ظرف زمان و مكان نمي توان مشاهده كرد با نظر بر مطالب مطروحه زير بزرگترين مصيبت تاريخ همانا واقعه عاشوراست به ويژه كشته شدن مظلومانه امام حسين عليه السلام دردناكترين واقعه آن روز مي باشد بنا بر روايات اولين چيزي كه توسط قلم الهي در لوح ثبت شده است شهادت حسين در روزعاشوراست و نيز همه انبيا و اوليا بر آن مظلوم گريه كرده اند و علاوه بر آن همه فرشتگان و جنيان مسلمان و نيز وحوش وحيوانات و حتي جمادات نيز بر آن سرور كاينات گريه كردند و  بنا بر احاديث وارده آسمانها و زمين چهل روز بر حسين فاطمه گريستند چنانچه قرآن نيز از گريه آسمان و زمين سخن گفته است با اينكه غم را بر اهل بهشت راهي نيست حوريان جنت در غم آن حضرت گريسته و بر صورت خود لطمه زدند ارواح مومنان و انبيا در عالم برزخ برآن بزرگ تاريخ گريسته و عزادار شدند اين مصيبت در واقع زخمي شدن همه زيبايي ها توسط همه بدترين زشتيها و نيز مجروح شدن مردي با خنجر نامردي مي باشد در اين روز همه فضايل در برابر همه رذايل قرار گرفته و صورت زيباي فضايل در غبار خنجر رذايل زخمي عميق برداشته است كه تا ظهور فرزند فضيلت ، خوب شدني نيست به همين سبب اين واقعه پيوسته توسط انبيا قبل از وقوع آن ذكر مي گرديد و اين مصيبت روز به روز تازه تر گشته وهمه عالم را تحت الشعاع قرار مي دهدقرآن نيز با حروف رمزي به اين حادثه اشاره كرده است:كهيعص (كربلا- هلاكت -يزيد -عطش - صبر ). حسين مظلوم آفرينش آن قدر بها دارد كه روز عاشورا همگان به دنبال او بودند و همه مي خواستند حسين براي او باشد  زمين كربلا طالب اوست گودال قتلگاه طالب اوست خيمه گاه او را مي طلبد اطفال و دختران داغديده اورا مي جويند زعفر جني براي ياري اجازه مي طلبد و جبرئيل بال خويش را سايبانش قرار داده است و پيا مبر از عالم بزخ صدا مي زند ما در انتظار توايم يا حسن . و خداوند ندا مي كند : ايتها النفس المطمئنه ارجعي الي ربك راضيه مرضيه ... اي نفس مطمئنه به سوي خدايت برگد در حاليكه خدا از تو راضيست و تو از خدا راضي هستي و ذوالجناح نمي گذارد حسين از پشت او بر زمين بيفتد و از حسين مي خواهد كه در قيامت نيز ذوالجناح را براي مركبي قبول كند و اما ششير ها و تير ها و نيزها نيز در طلبش .....

+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/09/07ساعت 2:6  توسط محمد حسین پور محمد  | 
خطاها ي رايج در شناخت حقايق متافيزيكي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1391/06/25ساعت 1:48  توسط محمد حسین پور محمد  | 
 حقيقت توسل چيست؟آيا توسل كردن و خواستن چيزي از ائمه كفر است ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/06/14ساعت 22:35  توسط محمد حسین پور محمد  | 
منظور از خدا يعني چه ؟ تعريف خدا چيست ؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/06/12ساعت 16:1  توسط محمد حسین پور محمد  | 
چرا به خدا ايمان دارم ؟

وقتي پا به عرصه هستي مي گذاريم با مفهوم وجود و هستي آشنا مي گرديم اين مفهوم براي همه انسانها مفهومي آشناست و در واقعيت داشتن آن شكي نيست؟

حال اين واقعيت هستي ، واقعيتي كامل است يا ناقص ؟

عقل به راحتي درك مي كند كه واقعيت هستي ،واقعيتي كامل است چرا كه اگر ناقص باشد سوال مي كنيم كه چه چيزي ناقص دارد ؟ فرض كنيم آن چيز ناقص x باشد حال آن X  خود واقعيت دارد يا واقعيت ندارد ؟ اگر واقعيت داشته باشد در آن صورت خودش عضوي از هستي خواهد بود و اگر واقعيت نداشته باشد يعني چيزي نيست و معدوم است . و يك چيز معدوم  ضرري به كامل بودن واقعيت هستي نمي رساند . پس نتيجه ميگيريم كه هستي واقعيتي كامل است .

وقتي ما به واقعيتي كامل دست يافتيم در آن صورت به خدا دست يافته ايم چرا كه خدا يعني واقعيتي كامل.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/06/12ساعت 15:14  توسط محمد حسین پور محمد  | 
چرا به خدا ايمان دارم ؟ ساده ترين دليل ها چيست؟

هر مصنوعي به يك صانع نيازداد ( البته دقت كنيد كه هر موجودي نياز به صانع ندارد بلكه هر مصنوعي نياز به صانع دارد)

و هر انساني يك مصنوع است و دقيق ترين و پيچيده ترين ساخمان همان بدن و روح انسان است و من به دنبال صانع خود كه مي گردم مي بينم او بايد خيلي دانا  و مهربان و رحيم و قدرتمند و بسيار نزديك به من باشد چرا كه همه اعضا و جوارح و حتي قلب مرا نيز او ساخته است  و از اين نزديكي نتيجه گرفتم كه نبايد براي پيدا كردن او جاي دوري رفت بلكه او از خود من به من نزديكتر است چرا كه من خودم قلبم ر ا نمي بينم ولي او قلبم را ساخته  هر لحظه قلب مرا به تپش در مي آورد .

و از اين بيان نتيجه گرفتم كه او نبايد موجودي مادي و محدود باشد بايد به همه ابعاد عالم نفوذ داشته باشد و گرنه نمي تواند به ساختن آنها موفق شود .

حال اگر كسي منكر اين صانع دقيق باشد من با او حرفي ندارم چرا كه نمي توان چيزي را براي او اثبات كرد و فطرت و وجدان او در غبار شك و ترديد خفه شده است.


+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/06/12ساعت 14:57  توسط محمد حسین پور محمد  |